
به گزارش خبرنگار ایلنا، تحولات منطقه در ماههای اخیر به وضوح نشان داده است که شبکه ایران اینترنشنال صرفاً یک رسانه معاند نیست، بلکه مدتهاست به یک بازوی تمام عیار در جنگ روانی و اطلاعاتی علیه ملت ایران تبدیل شده. این شبکه با پوشش جهتدار و تحلیلها و خبرهای دروغ خود، در عمل به منویات رژیم صهیونیستی و متجاوزات آمریکایی در منطقه جامه عمل میپوشاند.
آنچه این رسانه را از یک جریان معاند ساده به یک «هدف نظامی مشروع» تبدیل کرده، فراتر رفتن از خطوط قرمز رسانهای است. این شبکه در جریان تجاوزات اخیر رژیم صهیونیستی به ایران، با انتشار آدرس مکانی مختلف در تهران و سایر شهرها، عملاً به نقشهخوانی برای بمباران دشمن پرداخت. این اقدام که چیزی جز تأمین منافع نظامی متجاوزان نیست، نشان میدهد که تحریریه این شبکه به اتاق عملیات روانی برای حمله به مناطق مختلف نظامی، مذهبی و غیرنظامی تبدیل شده است.
این ادعا تنها برگرفته از تحلیل رسانههای داخلی نیست؛ خبرنگاران و تحلیلگران خارجی نیز به این همکاری اذعان دارند. باراک راوید، خبرنگار ارشد مسائل سیاسی آمریکا در شبکه اَکسیوس، به صراحت اعتراف کرده است که «موساد بهطور کاملاً منظم از این شبکه برای جنگ اطلاعاتی خود علیه ایران استفاده میکند.»
افشاگریهای اخیر اطلاعاتی ایران نیز این واقعیت را برملا کرده است که بسیاری از کارمندان و مجریان ثابت این شبکه، افرادی وابسته به موساد هستند که در سرزمینهای اشغالی سکونت دارند و آشکارا به صهیونیست بودن خود افتخار میکنند. این بدان معناست که ایران اینترنشنال نه یک رسانه که پروژهای تعریف شده توسط رژیم صهیونیستی و نیز اعراب منطقه برای ایجاد هرج و مرج، ناامنی و توجیه تجاوزهای نظامی به ایران است.
بنابراین، وقتی از ایران اینترنشنال سخن میگوییم، با یک شبکه خبری عادی روبهرو نیستیم؛ با یک ابزار راهبردی دشمن برای ضربه زدن به تمامیت ارضی و امنیت ملی ایران مواجهیم که سردمداران آن در اتاقهای فکر موساد و پنتاگون تعیین میشوند.
آریا یادگار، روزنامهنگار، درباره این رسانه مینویسد: ایران اینترنشنال که تحت حمایت موساد است، مختصات مکانی حمله به داخل ایران را به اسرائیل میدهد. به عنوان مثال ایران اینترنشنال دیروز از تخلیه (ادعا شده) مردم به یک سالن ورزشی و مسجد خبر داد و امشب، همان مکان توسط اسرائیل بمباران شد.
اما در اینجا یک سوال مهم مطرح است و آن اینکه سرنوشت چنین رسانههای خیانتکاری چیست؟
برای پاسخ به این سوال باید دانست که وجود «رسانههای خیانتکار» که توسط کشورهای دیگر تأمین مالی میشوند، پدیده جدید و منحصربهفردی نیست. در سطح جهانی، نمونههای متعددی از رسانههایی وجود دارد که توسط دولتهای خصم تأمین مالی میشوند تا مخاطبان داخل کشور هدف را پوشش دهند. برای نمونه: صدای آمریکا (VOA) و رادیو فردا توسط دولت ایالات متحده (از طریق آژانس رسانههای جهانی) تأمین مالی شده و به زبانهای مختلف از جمله فارسی برای مخاطبان ایرانی برنامه پخش میکنند. رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی (RFE/RL) نیز توسط کنگره آمریکا تأمین مالی میشود که همواره برای کشورهای مختلف از جمله کشورهای پساشوروی و خاورمیانه برنامه داشته است. در جهان عرب نیز رسانههای متعددی وجود دارند که توسط دولتهای عرب حوزه خلیج فارس تأمین مالی شده و علیه دولتهای رقیب (مانند قطر و عربستان سعودی در مقطعی) فعالیت میکنند.
اما اینکه سرنوشت این رسانهها چیست، براساس روندهای تاریخی و تحولات رسانهای و سیاسی، چند سناریو و ویژگی کلی برای آنها میتوان متصور بود:
ابتدا؛ وابستگی به تحولات ژئوپلیتیک: سرنوشت این رسانهها مستقیماً به روابط کشور حامی (تأمینکننده بودجه) و کشور هدف گره خورده است. تغییر در سیاست خارجی، بهبود یا تیرگی روابط و توافقات احتمالی میتواند منجر به قطع بودجه، تغییر رویکرد یا حتی تعطیلی این رسانهها شود.
دوم؛ چالشهای اعتبار و نفوذ: این رسانهها همواره با چالش «اعتبار» در میان مخاطب هدف مواجه هستند. اگر بیش از حد به عنوان «بلندگوی» کشور حامی دیده شوند و از پوشش بیطرفانه فاصله بگیرند، به تدریج مخاطبان خود را از دست میدهند. افشاگریهایی مانند هک شدن و انتشار اطلاعات داخلی نیز میتواند به شدت به اعتبار آنها لطمه بزند.
سوم؛ رقابت با رسانههای داخلی و نوین: با گسترش رسانههای اجتماعی و پلتفرمهای آنلاین، مخاطبان به منابع اطلاعاتی متنوعتری دسترسی دارند که در این صورت؛ رسانههای برونمرزی برای جذب مخاطب باید محتوایی جذابتر و قانعکنندهتر از رسانههای داخلی و سایر رقبا ارائه دهند.
چهارم؛ پاسخگویی حقوقی و امنیتی: کشورهای هدف معمولاً از طریق قوانین داخلی، این رسانهها و همکاران آنها را تحت پیگرد قرار میدهند. همچنین، عملیاتهای سایبری و اطلاعاتی برای مختل کردن فعالیت آنها یا افشای اطلاعاتشان، بخشی از «سرنوشت» همیشگی این رسانهها است.
اما در نهایت، سرنوشت رسانههایی مانند ایران اینترنشنال به عنوان بخشی از یک بازی بزرگتر سیاسی و رسانهای متجاوزان و دشمنان کشور تعریف میشود. آنها نه صرفاً نهادهای خبی، بلکه ابزارهایی در میدان نبرد روایتها هستند لذا آیندهشان به سرنوشت همان میدان گره خورده است. از همین رو باید امیدوار بود که با شکست هیمنه دشمن در میدان نبرد، تکلیف رسانههای خیانتکار به کشور و میهن روشن شده و بستر نابودی آنها نیز فراهم شده و حضور منحوسشان برای همیشه از جمع رسانهها حذف شود.
منبع : ایلنا
















































