
خراسان/ «خطر زخم بر پیکر امید» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم سیدصادق غفوریان است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
وقتی سخن از «زیرساخت» یک کشور به میان می آید، عمدتا سازه های کلان و حیاتی همچون نیروگاه، پالایشگاه، سکوها، خطوط مخابرات و انتقال انرژی به ذهن می آید که البته در ادبیات و گفتمان حکمرانان نیز همین گونه است و اساسا در این گفتمان، زیرساخت به سازه های فیزیکی محدود می شود.
اما با نگاهی فراتر از ذهنیت ها و باورهای کنونی، زیرساخت توسعه یک جامعه، تنها این سازه های فیزیکی نیستند و به طور مشخص، نیروی انسانی و امید او به آینده، خود یک «زیرساخت» مهم و حیاتی قلمداد می شود.
در حقیقت، «امید» همچون یک ثروت و دارایی مولد و موتور محرکه هر حرکت و اقدامی است که با موجودیت آن می توان ایده ها و اندیشه ها را به «میدان» و «عمل» آورد.
«امید»، چرا یک دارایی مولد است؟
اقتصاددانان «دارایی مولد» را تنها ابزار راهبردی در جهت وصول به اهداف و آرمان های بزرگ، استقلال و قدرت در زمانه و دنیای پر از نوسان امروز بر می شمارند. چراکه این نوع دارایی و ثروت، نه تنها حافظ ارزش و بهای خود است، بلکه روند فعالیت مالی را به «جریان نقدی مثبت» و رشد تبدیل می کند. از این روست که «امید به آینده» به مثابه «دارایی مولد» عمل می کند و مادامی که این ظرفیت در فرد و جامعه، جریان داشته باشد، می توان اهداف و آرمان ها را دست یافتنی دید.
امید، تفکر مسیر
اما «امید به آینده»، چگونه مسیر دستیابی به اهداف و تحقق آن را روی زمین عملیاتی می کند؟
در واکاوی این پرسش و در بررسی دیدگاه روان شناسان امید، به معانی و گزاره های جذابی می رسیم از جمله این که، امید واقعیتی فراتر از «خیال» و آرزوی خیالی و همچون یک «استراتژی واقعی ذهنی» ترسیم می شود که به عنوان فرایند شناختی، این امکان و توانایی را به فرد و جامعه می دهد تا مسیر وصول به اهداف هموار و تسهیل شود. روان شناس غربی چارلز اسنایدر که حدودا دو دهه قبل درگذشت و در روان شناسی مثبت گرا در جهان صاحب جایگاه بود، «امید» را به دو نوع «تفکر مسیر» و «تفکر عاملیت» تشبیه کرده است. به زبان ساده، امید در نگاه او که از تجربه های پژوهشی و بالینی برآمده، توان و قدرت یافتن مسیر وصول به هدف و همچنین اراده برای استفاده از این مسیرها را تولید می کند.
فقط یک راه؛ امیدآفرینی
با این وصف، امروز امید به آینده در افراد و جامعه، در جایگاه پیشران ساحت های زیرساختی و کالبدی را نه تنها نمی توان نادیده انگاشت، بلکه باید مدعی شد، چنانچه حکمران برای آینده و مسیر پیش رو، آمال و آرمانی در سر دارد، راهی جز تولید و تقویت امید در پهنه جامعه خود ندارد.
ما ، جامعه و امید
آن چه تا این جای این نوشتارآمد، شاید مقدمه ای بود برای تذکاری دوباره به جامعه ای که اکنون محل تنفس و زیست ماست. اغلب اهالی این مُلک به سرزمین بزرگ و پرافتخارشان می بالند و برای این خاک پاک، جان که تمام وجودشان را تقدیم می کنند اما اگر، این وطن نیز به خود زخمی ببیند ناچار به مرهم آنیم.
آری؛ به نظر می رسد، این روزها که البته در این سال های اخیر «امید»، آن قد و قامت پیشین خود را ندارد و بلکه زخم و زخم هایی بر پیکر این موتور محرک و دارایی مولد، نشسته است. درد و غصه آن جا افزون می شود که اساسا بخشی از بدنه سیاست گذار، به دلیل فاصله طولانی اش با جامعه و نسل های جدید هیچ گونه تصویر و برداشتی از میزان عمق این زخم و جراحت ندارد. رسانه های پرمخاطب و نه رسانه هایی که فقط نمای ملی دارند، معلمان، استادان و صاحبان تاثیرگذار تریبون ها و نه آنان که کلامشان با جامعه، تولید خشم می کند، امروز تکلیفشان جز امیدآفرینی نیست که البته، اگر یک جامعه، دارای ابعاد و ساحت های استاندارد اقتصادی و معیشتی باشد، همین خود مهم ترین عامل تولید امید است و بس.
منبع : آخرین خبر

















































