
به گزاشر گروه فرهنگی خبرگزاری دانشجو، به نقل از خانه تئاتر، جلسه انتخابات انجمن مدرسان خانه تئاتر در ساختمان آفتاب خانه تئاتر با حضور مجید قناد نایب رئیس هیات مدیره مرکزی خانه تئاتر، علیرضا گیلوری مدیرعامل و مهدی قلعه بازرس خانه تئاتر و اعضای انجمن مدرسان برگزار شد.
گیلوری در این مراسم با تقدیر از مدرسان خانه تئاتر، برنامهها و چشمانداز ترسیم شده درخانه تئاتر در دوره جدید را تشریح کرد.
مهدی قلعه بازرس خانه تئاتر نیز قوانین و ضوابط انتخابات انجمنها را اعلام و دراین راستا نکاتی را عنوان کرد.
در ادامه حمید ابراهیمی رئیس انجمن مدرسان خلاصهای از یکسال فعالیت انجمن را برای اعضا قرائت کرد.
سپس بهروز مهرعلیان بازرس انجمن هم توضیح کوتاهی در رابطه با عملکرد هیات مدیره داد.
پس از آن نامزدها، برنامههای آتی خود در صورت انتخاب شدن را اعلام کردند.
مجید قناد ریاست جلسه، علی گودینی ناظر انتخابات و آرش پژمان منشی انتخابات انجمن مدرسان خانه تئاتر بودند.
پس از پایان انتخابات اعضای انجمن مدرسان خانه تئاتر بدین شرح معرفی شدند:
اعضای اصلی: حمید ابراهیمی، عرفان پهلوانی، حامد شفیعخواه.
اعضای علی البدل: پریشاد مستوفیفرد، زکیه سیف.
بازرس اصلی: بهروز مهرعلیان، بازرس علی البدل: آیدا فرهمند.
نمایشنامه «پرِ پروانه» به نویسندگی عدالت فرزانه و کارگردانی سعید تاجیک در ادامه چهارمین دوره رویداد نمایشنامهنویسی و نمایشنامهخوانی «توکا» در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، خوانده میشود.
در این اثر که کاری از گروه هنری سپیدار است، داستان دختری به نام پروانه روایت میشود که پدرش در جنگ، اسیر شده است. او سالها با تصور بازگشت پدری جوان زندگی میکند، اما هنگام بازگشت، با پدری مجروح و نابینا روبهرو میشود که موهایش سپید شده است. پروانه در ابتدا نمیتواند شرایط تازه را بپذیرد و از پدرش فاصله میگیرد، اما بهتدریج از رفتار خود پشیمان میشود و پیوند عاطفی میان آنها دوباره شکل میگیرد.
در این نمایشنامهخوانی، سپیده زینلی، آرزو صدری، پویا یزدانجو، تارا امیرافشار، ویان محررزاده و سعید تاجیک بهعنوان نقشخوان حضور دارند. طراحی پوستر این اثر نیز بر عهده تارا امیرافشار است.
«پرِ پروانه» روز دوشنبه ۴ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۱۷ در مرکز تولید تئاتر و تئاتر عروسکی کانون، سالن آینه، واقع در پارک لاله نمایشنامهخوانی میشود.
رویداد نمایشنامهنویسی و نمایشنامهخوانی «توکا» با تمرکز بر سیاست نوجوانمحوری در فعالیتهای کانون و با مشارکت مرکز تئاتر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و انجمن تئاتر کودک خانه تئاتر در سال ۱۴۰۴ برگزار میشود.
جلسه نقدوبررسی نمایش «تلخاب» به کارگردانی عباس اقسامی و با حضور روانشناسان و منتقدان در سالن اصلی تالار مولوی برگزار شد.
نشست نقد و بررسی نمایش «تلخاب» با حضور فریبا مجد تیموری (روانشناس)، میثم بازانی (روان درمانگر و پژوهشگر روانکاوی)، فریال آذری (منتقد)، اعضای گروه نمایش و جمعی از تماشاگران در تالار اصلی مولوی برگزار شد.
«تلخاب» روایت ملکهای در دربار قاجار است که زیر فشار نازایی و قدرت، با سفری کابوسوار به روان خود و مواجهه با ترومای پدری، امکان رهایی و باززایی را نه در تن، که در آگاهی مییابد.
میثم بازانی در این نشست درباره شخصیت اصلی نمایش گفت: «ملک جهان، با مسئله بنیادین نازایی درگیر است و این نازایی نه فقط یک مشکل جسمانی، بلکه مسئلهای تاریخی، فرهنگی و نمادین است که پیش از تولد او شکل گرفته است. کابوسهایی که در پایان نمایش تجربه میکند، بازتاب رابطه پیچیده او با والدین و پیامهایی است که جامعه پیشاپیش تعیین کرده است. این پرسش که من چرا به این دنیا آمدهام و والدینم چه میخواستند برای او هیچ پاسخ قطعی ندارد و تنها حدسها و احتمالاتی مطرح میشود.»
او ادامه داد: «از منظر روانکاوی و نظریههای ژاک لکان، انسان همیشه با ناکامی و حدسهای بیپایان همراه است و این ناکامی موتور روانی حرکت شخصیت و روایت است. ملک جهان در مسیر نمایش با شخصیتهای جادوگر، موچول خانم و تلخک روبهرو میشود تا فرآیند خودشناسی، بازنگری و مواجهه با محدودیتها و تکالیف تحمیلی را طی کند. این فرآیند همان چیزی است که در روانکاوی اتفاق میافتد؛ انسان وقتی با بحران مواجه میشود، باید بازنگری کند و فانتزیهای بنیادین خود را دوباره شکل دهد.»
فریال آذری، منتقد تئاتر نیز با اشاره به شخصیت تلخک در این نمایش توضیح داد: «تلخک برخلاف سایر شخصیتها که به دنبال ارائه پاسخ هستند، تنها رنج را آشکار میکند و مسیر خودآگاهی ملک جهان را روشن میسازد. حضور تلخک، آینهای است که مخاطب و شخصیتها را با واقعیت و محدودیتها مواجه میکند و زبان طنز، متلک و بازی او نشاندهنده خشم نهادینه شده و همزمان ابزار تحلیل روانی است.»
او درباره ساختار نمایش افزود: «این اثر در مرز اسطوره، خواب، جادو و سیاست حرکت میکند؛ نه کاملاً نمادین و نه صرفاً رئالیستی است. متن نمایش از روایت خطی فاصله میگیرد و با تکرار، صدا و تصویر و مناسک، تجربهای معلق میان کابوس جمعی و آیین نمایشی خلق میکند. زبان شعری و طلسمگونه متن، هم تهدید و هم احضار ایجاد میکند و مخاطب را به تعمق درباره مفاهیم بنیادین انسانی و اجتماعی وادار میکند. برخی صداها و دیالوگها ممکن است به هم نزدیک شوند و کارگردان تلاش کرده است این مسئله را کنترل کند، اما ذات متن، فضای شعری و احضارگونه را حفظ میکند و قدرت خود را در ایجاد تجربههای چندلایه برای مخاطب نشان میدهد.»
آذری در تحلیل نقش زنان توضیح داد: «زنان نمایش، حتی آنهایی که به ظاهر ابزار قدرت هستند، حامل پیامهای عمیق درباره آزادی، رنج و نقش خود در ساختارهای اجتماعیاند. نقش زنان در خلقت و تولید هستی برجسته است و حتی مردان حاضر در صحنه، غالباً نقش ابزار و عملکرد را ایفا میکنند. آیینهای آیینی مانند آیین زار نه فقط باروری یا درمان، بلکه ابزار آشکارسازی حقایق سرکوبشده و مسیر خودآگاهی شخصیت اصلی هستند. ملک جهان در مواجهه با بنبستها و ناکامیها، بازنگری در فانتزیها و حدسهای خود را آغاز میکند. درمییابد که پاسخها نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و ارتباط با جهان پیرامون وجود دارد. این بازنگری و فاصلهگیری از شبکه قدرت، منجر به تولد تازه، آزادی و خودآگاهی او میشود و پایان نمایش، آشتی او با سایهها و جهان پیرامون را نشان میدهد، نه ادامه یک بازی سلطنتی محدود.»
آذری درباره موسیقی، صحنهآرایی و مناسک به کار گرفته شده در این اثر گفت: «موسیقی و نورپردازی بسیار دقیق اجرا شد و مناسک آیینی، به ویژه آیین زار، به شکل یک ابزار نمایشگر حقیقت سرکوبشده عمل کرد. این آیینها به ملک جهان کمک کردند تا واقعیت را ببیند و مسیر خودآگاهی و بازنگری را طی کند. آیینها و صحنههای آیینی، نه صرفاً جنبه تزیینی داشتند بلکه در فرآیند روانشناسی و رشد شخصیت نقش کلیدی ایفا کردند.»
فریبا مجدتیموری دیگر روانشناس حاضر در این نشست نیز گفت: «نمایش «تلخاب» نه فقط داستان یک خاندان سلطنتی، بلکه نمادی از شبکههای قدرت، ابزارها و مناسبات اجتماعی است. قدرت واقعی نه در تاج و تخت، بلکه در شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون است. ملک جهان با پذیرش ناکامی، سایه و محدودیتهای خود، از دنیای محدود و تحمیلی بیرون میآید و به آزادی، خودآگاهی و تولدی تازه دست مییابد.»
او افزود: «نمایش با ترکیب صحنه، موسیقی، آیینهای آیینی و زبان شعری، مخاطب را به تأمل درباره جایگاه خود در نظامهای قدرت، فرهنگ و جامعه دعوت میکند و نشان میدهد که رنج و ناکامی، موتور رشد و شناخت انسانی است. مناسک آیینی و صحنههای طلسمگونه، به ویژه در صحنههای پایانی، به ملک جهان کمک کردند تا با واقعیت مواجه شود و مسیر بازنگری و خودآگاهی را طی کند.»
مجدتیموری در جمعبندی تاکید کرد: «نمایش «تلخاب» تجربهای چندلایه است که مخاطب را با پرسشهای بنیادین انسانی، اجتماعی و فلسفی مواجه میکند. این اثر نشان میدهد که شناخت خود و تعامل با جهان پیرامون، منبع اصلی قدرت و رهایی است و نه تاج و تخت و ساختارهای تحمیلی.»
نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی با کارگردانی عباس اقسامی و تهیهکنندگی مشترک سعید آقاخانی و محسن عباسی تا ١٢ اسفند ساعت ١٩:٣٠ در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است.

















































